نگاهی اجمالی به یکی از شش اردوگاه گیو

۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵

روز دوشنبه، ۲۸ جولای، ۴۵ شرکت‌کننده به اردوگاه ما رسیدند، دو نفر اهل استلندام و یک نفر قبلاً در استلندام زندگی می‌کرد. یک داوطلب نیز به عنوان شرکت‌کننده به ما پیوست.

چه اولین بارتان باشد و چه چندمین بارتان. ما به عنوان یک تیم ۱۷ نفره، شامل سه آشپز، می‌خواهیم همه را ببینیم و در کنار همه باشیم. یک رهبر زن و یک رهبر مرد، گروهی متشکل از حدود هفت جوان از فرهنگ‌های مختلف را تشکیل می‌دهند. هر روز صبح، بعد از صبحانه، نیم ساعت زمان سکوت داریم. واقعاً در مرکز و اطراف آن سکوت حکمفرماست و ما همیشه سعی می‌کنیم برای زمان سکوت و خواندن کتاب مقدس و دعاهای شخصی راهنمایی ارائه دهیم. دیدن این همه جوان با کتاب مقدس‌های باز به زبان خودشان قابل توجه است. آنها جوانان هلندی، جوانان پناهنده، مسلمان، مسیحی، ملحد هستند... اما احترام زیادی وجود دارد! موضوع "وارونه" است. خدا ما را متفاوت از آنچه که ما یکدیگر را می‌بینیم، می‌بیند. در جایی که ما گاهی اوقات مردم را "محروم یا طرد" می‌کنیم، خدا آنها را وارد می‌کند.

پس از آن، مقدمه‌ای بر مطالعه کتاب مقدس وجود دارد و پس از آن گروه برای مطالعه کتاب مقدس تا حدود ساعت 12:00 دقیقه از هم جدا می‌شوند. بعد از ظهر، زمانی برای استراحت و فعالیت‌های سرگرم‌کننده وجود دارد. عصرها، فعالیت‌های متنوعی وجود دارد، از جمله فعالیت‌هایی که برای کمک به ما در شناخت بهتر فرهنگ‌های یکدیگر طراحی شده‌اند. تقریباً هر عصر، روز را در کنار آتش اردو به پایان می‌رسانیم؛ اتفاقات بسیار شگفت‌انگیزی رخ می‌دهد. جوانان با موسیقی کشور خود یا به سادگی یک آهنگ هلندی می‌رقصند. آنها در کنار یکدیگر می‌نشینند و گپ می‌زنند - این بی‌نظیر است!

ما در حال کار بر روی مطالعات کتاب مقدس خود برای عصر پنجشنبه صلیب هستیم. صلیب موضوع اصلی است. عیسی برای ما چه معنایی دارد؟ ما به زبان خودمان سرود «بله، خدا خوب است، خدا برای من خوب است» را خواندیم. شنیدن این سرود توسط همه، به خصوص پس از شنیدن داستان‌های تأثیرگذار و تأثیرگذار زیادی که جوانان در آن هفته تجربه کرده‌اند یا هنوز تجربه می‌کنند، لحظه‌ای مو به تنمان سیخ می‌کرد. بعدازظهر بارانی بود و می‌خواستیم به سمت صلیبی که آماده کرده بودیم و با چند نفر از اعضای تیم در آن دعا کرده بودیم، برویم. اینکه چگونه نور از میان ابرها عبور کرد، قابل توجه بود. «پروردگارا، نور و عشق تو می‌تابد، هر جا که تو هستی، شب ناپدید خواهد شد.» پس از خواندن سرود، هر کس یادداشتی با یک آرزو، اعتراف، درخواست یا هر چیزی که می‌خواست بعداً به صلیب میخکوب کند، نوشت و آن را نزد عیسی آورد و همانجا گذاشت. لحظه‌ای تأثیرگذار بود که جوانان یکی یکی به سمت صلیب رفتند، یادداشت خود را به آن میخکوب کردند و گاهی حتی در مقابل آن زانو زدند. فوق‌العاده بود وقتی جوانان می‌توانستند قلب خود را به عیسی در آنجا بدهند! همیشه داستان‌ها و احساسات زیادی جریان دارد. می‌توانیم با هم گریه کنیم، شادی کنیم، دعا کنیم و شکرگزاری کنیم. این لحظه‌ی مهم هفته است!

ما با یک روز سرگرم‌کننده، یک شب پر جنب و جوش با یک وعده غذایی سه وعده‌ای واقعی در بهترین لباس‌هایتان به پایان خواهیم رسید. غذا همیشه در آن هفته مورد توجه است. آشپزها دو بار در روز به تهیه یک وعده غذایی گرم، از جمله انواع غذاها از سراسر جهان، اختصاص دارند. می‌توانید چهره‌هایشان را ببینید که از قدردانی می‌درخشند! صبح شنبه به پایان می‌رسد و جوانان به خانه می‌روند. بسیاری از جوانان گفتند که احساس می‌کنند در آن هفته خانواده جدیدی پیدا کرده‌اند. البته، ما باید یکدیگر را رها کنیم، اما این کار را با آرامش انجام می‌دهیم: با اعتماد به اینکه پدر افراد جدیدی را در مسیر آنها قرار می‌دهد که از آنها مراقبت خواهند کرد. و کلام خدا هرگز خالی برنمی‌گردد... دانه‌ها کاشته شده‌اند، خدا محصول را فراهم خواهد کرد!

همه آنها می‌توانند کارتی با عکس دسته‌جمعی و جایی که هر کس می‌تواند چیزی بنویسد، به خانه ببرند. من همه چهره‌های شاد را می‌بینم، و مطمئنم خیلی‌ها کارت را بالای تختشان آویزان کرده‌اند و وقتی آن را ببینند دوباره لبخند خواهند زد!

من از اینکه در چنین هفته‌ای رهبر هستم و خدا را در مقابل چشمانم می‌بینم که کار می‌کند، سپاسگزارم! این یک تقویت واقعی برای ایمان خودم است. هیچ هزینه‌ای برای من ندارد؛ فقط چیزهای شگفت‌انگیزی را برای من به ارمغان می‌آورد.

از حمایت مالی و دعای خیرتان متشکرم!! من کار بنیاد Gave را اکیداً توصیه می‌کنم. علاقه‌مند هستید؟ آنها هنوز هم هر ساله به دنبال رهبران می‌گردند. پس در صورت تمایل ثبت نام کنید!

میکه کورپرشوک

تماس